مرتضى راوندى

516

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

عزلت مىزايد ، ولى جوهر آدمى در رزم و طوفان آبديده مىشود ، و براى يك هنرمند واقعى هر دوى آنها سخت ضرور است . » « 1 » نظريّات انتقادى صمد بهرنگى صمد بهرنگى نويسندهء مردم دوست و ساده‌نويس روزگار ما ، آن گروه از شاعران و نويسندگان بيمايه و پرمدعايى را كه تن به كار مثبت و خلّاق نمىدهند و هيچ اثر باارزش و آموزنده‌يى به نسل جوان عرضه نمىكنند به باد انتقاد مىگيرد و مردم و جوانان را از بدآموزيهاى اين گروه « قلندر و بيكاره » برحذر مىدارد : « اين جماعت شاعران و نويسندگان شهرى و پايتخت‌نشين ، شعرشان را كه مىخوانى بوى دود گازوئيل و « هر » ( هروئين ) و « تر » ( ترياك ) مىدهد ، همهء شعر و حرفشان اينست : آخ و اوف ، ما چقدر تنهائيم و فراموش شده ، ديگر شمعدانى ، گل نخواهد داد ، شرح دوست‌بازيها و ميخوارگيها و « شير مستيها » را هم گاهى چاشنى شعر مىكنند ، چقدر هم پرمدعا هستند ، مىگويند اين ملت هنرنشناس هنوز خيلى مانده كه بفهمد شعر يعنى چه ؟ و هنر يعنى چه ؟ و قدر ما را بداند ! هرگز قدم رنجه نمىدارند كه بيفتند توى مردم و روستا و شهرستانها را بگردند و ببينند براى كدام مردم شعر مىگويند و داستان مىنويسند ؟ فلان شاعر كه دو سه روزى بيشتر نيست تو خط شعر افتاده و هرگز ، در پيچ‌وخم چرخ گردان ، چنان كه افتد و دانى ، گرفتار نيامده ، يك دفعه مىبينى كه ترياكى از آب درآمده و روز و شبش در ميخانه‌ها مىگذرد . كه چه ؟ يعنى : اى جماعت هنرنشناس عامى بدانيد و آگاه باشيد كه من شاعر خيلى روشنفكرى هستم و دارم از يأس و حرمان و شكست منفجر مىشوم ، عرق مىخورم و ترياك مىكشم كه منفجر نشوم ، شما بايد قدر بيقدر مرا بدانيد كه قلبم از گل نازكتر است و زود قهر مىكنم . » « 2 » صمد بهرنگى از شعرا و نويسندگان جوان مىخواهد كه قبل از آنكه به شاعرى و نويسندگى بپردازند ، كتاب بخوانند و در زمينهء جامعه‌شناسى كار كنند ، داخل زندگى فردى و اجتماعى مردم دوران خود بشوند ، قشرها ، گروهها و طبقات مختلف المنافع جامعه را بشناسند تا بتوانند در آثار خود دردها و آلام و مشكلات زندگى اكثريت ، و راه درمان و علاج بيماريهاى اجتماعى را نشان بدهند و از اين راه اكثريت جامعهء ايرانى را كه در گرداب فقر و جهل و بيمارى غوطه‌ورند ، قدمى چند به جلو برانند و به سعادت و بهروزى مردم كمك كنند .

--> ( 1 ) . مسائلى از فرهنگ و هنر و زبان ، انتشارات مرواريد ، از ص 85 تا 95 ( به اختصار ) . ( 2 ) . نظرى به ادبيات امروز . ص 105 ( مجموعهء مقاله‌ها ) .